تبلیغات
...ریعان... - از کتاب اصول عقاید
...ریعان...
اللهم اجعلنا من انصار المهدی

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391
آموزش عفاید (3-1)

کتاب اصول عقاید اثر آیت الله مصباح یزدی ؛

کتاب انتخابی برای سلسله جلسات سیر مطالعاتی در واحد خواهران انجمن اسلامی مستقل.



خلاصه دروس یک تا چهار از کتاب اصول عقاید

به ادامه مطلب بروید

خلاصه درس اول(اصول عقاید)
دین واژه ای است عربی که درلغت به معنای اطاعت وجزا آمده واصطلاحا به
معنای اعتقادبه آفریننده ای برای جهان
وانسان،دستورات عملی متناسب با این عقایداست.ازاین روی کسی که پیدایش
پدیده های جهان را تصادفی،ویاصرفا معلول فعل وانفعالات مادی وطبیعی می
دانند،«بی دین»نامیده می شوند.
هردینی دست کم از دو قسمت تشکیل می شود:1.عقیده یاعقایدی که حکم پایه
واساس وریشه یآن رادارند2.دستورهای عملی متناسب باآن پایه یاپایه های
عقیدتی وبرخاسته ازآنهاباشد،که بخش عقایددرهردینی،«اصول»،وبخش احکام
عملی،«فروع»آن دین نامیده شود.واژه های جهان بینی وایدئولوژی،به معنای
کما بیش مشابهی به کار می روند.جهان بینی این است که:«یک سلسله اعتقادات
وبینش های کلی هماهنگ درباره جهان وانسان،وبه طورکل درباره ی هستی»
است.وازجمله معانی ایدئولوژی این است:«یک سلسله آرای کلی هماهنگ درباره ی
رفتارهای انسان ».سیستم عقیدتی واصولی هردین را جهان بینی آن دین،وسیستم
کلی احکام عملی آن را ایدئولوژی آن دین گفته می شود.جهان بینی براساس
پذیرفتن ماورای طبیعت وانکارآن،به دوبخش:جهان بینی الهی،وجهان بینی مادی
تقسیم می شود.تاریخ پیدایش دین،هم زمان با پیداایش انسان است.ادیان
توحیدی دارای سه اصل مشترک اند:اعتقاد به خدای یگانه،اعتقادبه زندگی ابدی
برای هرفردی ازانسان درعالم آخرت ودریافت پاداش وکیفراعمالی که دراین
جهان انجام داده است،واعتقادبه بعثت پیامبران ازطرف خدای متعال برای
هدایت بشربه سوی کمال نهایی وسعادت دنیا وآخرت.عقایداصلی مجموعاً سیستم
عقیدتی دین را تشکیل می دهد که اختلاف در این گونه اعتقادات،موجب پیدایش
ادیان وفرقه ها ونحله های مذهبی مختلف شده است.چنان که اختلاف درنبوت
بعضی ازانبیای الهی وتعیین کتب آسمانی معتبر،عامل اصلی اختلاف بین ادیان
یهودی ومسیحی واسلام شده واختلافات دیگری را در عقاید واعمال،به دنبال
آورده است که با اعتقادات اصلی سازگار نیست؛ماننداعتقادبه تثلیث مسیحی که
با توحید،وفق نمی دهد.توحید ونبوت ومعاد،اساسی ترین عقاید درهمه ی ادیان
آسمانی است،ولی می توان عقایددیگری راـکه یا ازتحلیل آنهابه دست می
آید،یاازتوابع آنهامیباشد؛طبق اصطلاح خاصی جزء عقایداصلی به حساب
آورد؛مثلامی توان اعتقادبه خدا را اصل ،واعتقادبه وحدت او را اصل دوم
شمرد،یا اعتقادبه نبوت پیغمبرخاتم(ٌص)را اصل دیگری از اصول دین اسلام
شمرد.

درس دوم:پی جویی دین
ازویزگی های روانی انسانٰٔ،میل فطری وغریزی به شناختن حقایق واطلاع
ازواقعیت هاست که از آغازکودکی در هر انسانی ظاهرمی شود،وتا پایان
عمرادامه دارد.فطرت حقیقت جویی انسان نخستین عاملی است که انان انسان ها
از زمان های قدیم تا به حال بوده ،وهمین همگانی وهمیشگی بودن،نشانه فطری
بودن آن است.معنای عمومیت گرایش فطری،این نیست که همیشه در همه ی
افراد،زنده وبیدارباشدوانسان را آگاهانه به سوی مطلب خویش
برانگیزاند،بلکه ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی وتربیت های ناصحیح،به
صورت خفته وغیر فعال درآید.خداپرستی به نوعی درعلاقه به دستیابی به منفعت
ومصلحت وایمنی اززیان وخطرازسوی دیگر،انگیزه نیرومندی برای اندیشیدن
وتحصیل دانش ها وبینش های اکتسابی است.ممکن است کسانی چنین بهانه ای را
دستاویزخودشان قراردهندکه تلاش برای حل یک مسئله درصورتی مطلوب است که
انسان امیدی به یافتن راه حل آن داشتته باشد،ولی ما چندان امیدی به نتیجه
اندیشیدن درباره دین نداریم،لذا وقت خود را صرف کارهایی میکنیم که
امیدبیشتری به نتایج آن ها داریم.درپاسخ به چنین کسانی باید گفت:امیدبه
حل مسائل اساسی دین به هیچ وجه کمتر ازدیگر مسائل علمی نیست،واینکه ارزش
احتمال،تنهاتابع یک عامل نیست،بلکه بایدمقدار محتمل را نیز
درنظرگرفت.بنابراین چون منفعت احتمالی پی جویی دین،بی نهایت است،هرقدر هم
احتمال دستیابی به نتیجه قطعی درباره آن ،ضعیف باشد،باز هم ارزش تلاش در
راه آن بیش از ارزش تلاش در هر راهی است که نتیجه محدودی داشته باشد.

درس سوم:شرط انسان زیستن
شرط انسان زیستن داشتن جهان بینی وایدئولوزیصحیح است،که این دلیل مبتنی
بر سه مقدمه است:1.انسان موجودی کمال جوست.2.کمال انسانی درسایه رفتارهای
اختیاری برخاسته از حکم عقل،حاصل میشود.3.احکام عملی عقل،درپرتوشناخت های
نظری خاصی شکل میگیرد.هر انسانی در پی آن آن است که نقص ها وعیب های خود
را برطرف کندتا به کمال مطلوبش برسد.اگر این میل درمسیرفطری خویش جریان
یابد،عامل هرگونه تکامل مادی ومعنوی می شود،ولی اگردرمسیرانحرافی
بیفتد،موجب بروز صفاتی مانندبزرگ فروشی،ریاکاری،...میگردد.کمالات ویزه
نبات،به وسیله قوای نباتی خاصی حاصل می شودوکمالات حیوانی،درسایه اراده
برخاسته ازغرایزوادراکات حسی پدیدمی آید،کمالات ویزه انسان درسایه اراده
آگاهانه ودرپرتورهنمودهای عقل به دست می آید.رفتار اختیاری،وسیله ای است
برای رسیدن به نتیجه مطلوب،وارزش آن،تابع مرتبه مطلوبیت هدفی است که برای
آن درنظرگرفته شده وتاثیری که درتکامل روح دارد.هنگامی عقل می
توانددرباره رفتارهای اختیاری،قضاوت وارزش گذاری کندکه ازکمالات انسان
ومراتب آن ها آگاه باشدوبداندکه انسان چگونه موجودی است وشعاع دایره
زندگی او تا کجا ادامه داردوبه چه درجه ای ازکمال می تواند برسد.بنابراین
یافتن ایدئولوزی صحیح(یعنی همان نظام ارزشی حاکم بر رفتارهای اختیاری)در
گروداشتن جهان بینی صحیح و حل مسائل آن است وتا این مسائل حل نکند،نمی
تواندقضاوت قطعی درباره ارزش رفتارها داشته باشد،چنان که تا هدف معلوم
نباشد،تعیین مسیری که منتی به آن می شود،امکان نخواهدداشت.

درس چهارم:راه حل مسائل بنیادی
شناخت های انسانی را از یک دیدگاه می توان به چهارقسم،تقسیم کرد:
1.شناخت تجربی وعلمی.این گونه شناخت باکمک اندام های حسی به دست می
آید.شناخت های تجربی در علوم تجربی مانندفیزیک وشیمی وزیست
شناسی،مورداستفاده قرارمی گیرد.
2.شناخت عقلی.نقش اساسی در به دست آوردن آن را عقل ایفا میکند.قلمرو این
شناخت ها منطق وعلوم فلسفی وریاضیات را در برمیگیرد.
3.شناخت تعبدی.مطالبی که پیروان ادیان براساس سخنان پیشوایان دینی می
پذیرندوگاهی به آنهااعتقادی به مراتب قوی تر ازاعتقادات برخاسته ازحس
وتجربه پیدا می کنند،ازهمین قبیل است.
4.شناخت شهودی.
جهان بینی بر چهارقسم است:1.جهان بینی علمی؛یعنی انسان براساس دستاوردهای
علوم تجربی،بینش کلی درباره هستی به دست آورد.2.جهان بینی فلسفی،که از
راه استدلالات وتلاش های عقلی حاصل می شود.3.جهان بینی دینی،که از راه
ایمان به رهبران ادیان وپذیرفتن سخنان ایشان به دست می آید.4.جهان بینی
عرفانی،که از راه کشف وشهودواشراق حاصل میگردد.
تنهاراهی که فرا روی هرجوینده راه حل برای مسائل بنیادی گشوده است،راه
عقل وروش تعقل است،واز این روی،جهان بینی واقعی را بایدجهان بینی فلسفی
دانست.



طبقه بندی: سیر مطالعات هفتگی، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
موضوعات ویژه




هفته نامه
عضویت در هفته نامه

نظر سنجی
ارزیابی شما از این وبگاه؟





صفحات جانبی
لوگوی دوستان

ابزار اضافه